اداره کل حفاظت محیط زیست استان اصفهان

سال"رونق توليد"

کانال رسمی اداره کل
نقشه سايت English الکسا
دولت و ملت، همدلی و همزبانی
اشعار محيط زيستي
 

«شعر محيط بان»

 

ديده باني پرتوانم روز و شب .......... زيست بانم حافظ آيات رب

حافظ آب و هوا، خاك و گياه ..........  مهربان بر گونه هاي بي گناه

در امان باشد ز من هر زيستگاه .......... زيستمندان را دهم هر دم پناه

هر كه آزاري رساند بر وحوش .......... خشم من را مي چشد او با خروش

من طبيعت ياورم با جان و تن .......... حامي حق حياتم در وطن

من امانتدار نسل آتي ام .......... در طبيعت مانع هر خاطي ام

ضامن آهو مرا ياري كند .......... رأفتش را در دلم جاري كند

هر كه باشد ياورش شاه رئوف .......... بر همه خلق خدا باشد عطوف

ما محيط بان توئيم اي سرزمين .......... زين سرافرازيم و خرم در زمين

              

                                                  "سيدمصطفي قادريان - اصفهان مرداد ۱۳۹۳"
 

 

«شعر زندگي»
 

چندي است كه با بسي تاسف ..... آلودگي هوا در اين شهر

كرده است به كام شهروندان ..... شيريني زندگي ، چنان زهر

*****

از دود و دَم و غبار و‌ ذرات ..... اين آبي آسمان زيبا

مانند گذشته ديدني نيست ..... از بس كه شده سيه در اينجا

*****

با اين همه دود و دَم در اين شهر ..... دشوار شده نفس كشيدن

كانون بلا و درد و رنج است ..... اين شهر ، نه جاي آرميدن

*****

آبي كه اساس زندگاني است ..... آلوده به سَم و فاضلاب است

اين وضع اگر ادامه يابد ..... آينده ي ما بسي خراب است

*****

برخي ز منابع طبيعي ..... البته نمي شوند تجديد

يعني كه شود وجود آنها ..... با مصرف بي‌رويه تهديد

*****

اين آب و هوا و خاك و جنگل ..... هستند به دست ما امانت

چيزي كه امانت است هرگز ..... جايز نبود در آن خيانت

*****

هر دسته و صنف، يا گروهي ..... هر گوشه به فكر سود خويشند

غافل كه از اين قضيه مردم ..... آسيمه و رنجه و پريشند

*****

امروزه به دام جهل و غفلت .....گرديده محيط ما گرفتار

آييم به خويش پيش از آنكه ..... گويند گذشته كار از كار

****

آسوده و بيخيال تا چند؟ ..... انگار كه روز ديگري نيست

با اين همه حيف و ميل ، فردا ..... مشكل بتوان در اين جهان زيست

*****

البته زمين، به قول گاندي ..... پاسخ بدهد نياز ما را

اما به يقين نمي‌تواند ..... تامين بنمايد آز ما را

*****

بايد كه به فكر چاره اي بود ..... كافي است دگر تباه كاري

حد خود و اين زمين بدانيم ..... اين است اساس پايداري


"محمود سلطاني«آذين»"

 

«شعر محيط بان»

 

نام تو زيباست مقدارت بلند ..... آهوان را مي رهاني از كمند

اقتدا كردي به مولايت رضا ..... از تلاشت خالقت باشد رضا

ايمن از يمن وجودت كوه و دشت..... هر شريري از وجودت خسته گشت

 حامي كبك و پلنگ، مرغابيان ..... مي خروشــي سخـت با قابيليان

ب‍ا پليدان تركتازي مي كني ..... بذل جان با عشق بازي مي كني

 جان خود بگرفته بر كف روز و شب ..... گه زسرما گه زگرما در تعب

گه گرفتار شروران مي شوي ..... گه اسيـر باد و بوران مي شوي

 رمز بودن راز آرامش تويي ..... رمز سبزي راز آسايش تويي

 اي پـناه خلقيان بي زبان ..... نام تو در يادها بس جاودان

 

"عليرضا اعجازي"

 
 
 
 
تاریخ به روزرسانی: 1397/10/24
تعداد بازدید: 586
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
Copy right 2014 www.isfahan-doe.ir . All rights reserved
Powered by DorsaPortal